السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
56
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
مباحث گذشته گفته شد كه وجود تقسيم مىشود به وجود فى نفسه وفى غيره و وجود فى نفسه خود به وجود لنفسه و لغيره تقسيم مىشود و وجود فى نفسه لنفسه به دو قسم ديگر تقسيم مىشود : وجود فى نفسه لنفسه بنفسه و وجود فى نفسه لنفسه بغيره . پس اقسام وجود چهار قسم مىگردد ؛ يكى وجود فى نفسه لنفسه بنفسه است كه ذات اقدس الهى است . دوم وجود فى نفسه لنفسه بغيره كه مصداق آن وجود جواهر مىباشد . ديگرى وجود فى نفسه لغيره ، بغيره است كه وجود اعراض مىباشد . و چهارمى وجود فى غيره است مانند مفاهيم حرفى و نسبى . وجود اعراض وجود نعتى هستند و اعراض از شئون وجود جواهر مىباشند . به عبارت ديگر اعراض نمودى از نمودهاى جواهر هستند . و نيز قبلًا گذشت كه دو ماهيت مستقل مانند ماهيت انسان و فَرَس محال است كه به يك وجود نفسى و مستقل يافت شود ، زيرا لازم مىآيد كه دو ماهيت يك ماهيت باشد و محال است كه كثير بما هو كثير واحد باشد . با اين مقدمه ذيلًا به اصل مطلب مىپردازند كه در فقرهء بعدى مىآيد . عقد وضع و عقد حمل متن و من هنا يتبيّن أنّ الحمل - الذي هو اتّحاد . . . على كمال ما دونها من المراتب . ترجمه از اينجا روشن مىشود حملى - كه اتحاد دو امرى است كه در يك جهت اختلاف دارند - در دو وجود نفسى محقق نمىگردد بلكه در وجود نعتى حاصل مىگردد . بدين صورت كه يكى از آن دو به وجود خود نعت ديگرى و ديگرى منعوت اوست و به عبارت ديگر يكى از آن دو ، ذات به وجود نفسى خود هست و ديگرى وصف به وجود نعتى خود و اتحاد آن دو در وجودنعتى مىباشد كه وصف به ذات مىدهد .